![]() |
![]() |
|
|
نابغه درون خود را رها کنيد
حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند که چطور مي توان محدوديتهاي ذهني تحميل شده را پذيرفت . کک, فيل و دلفين مثالهاي خوبي هستند ککها حيوانات کوچک جالبي هستند آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند.اگر يک کک را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد . پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد . کک مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و با کمي سر درد پايين مي آيد . دوباره مي پرد و همان اتفاق مي افتد . اين کار مدتي تکرار مي شود . سر انجام در ظرف را بر مي داريم کک دوباره مي پرد ولي فقط تا همان ارتفاع سرپوش برداشته شده درست است که محدوديت فيزيکي رفع شده است ولي کک فکر مي کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد .فيلها را مي توان با محدوديت ذهني کنترل کرد . پاي فيلهاي سيرک را در مواقعي که نمايش نمي دهند مي بندند . بچه فيلها را با طنابهاي بلند و فيلهاي بزرگ را با طنابهاي کوتاه به نظر مي آيد که بايد بر عکس باشد زيرا فيلهاي پرقدرت به سادگي مي توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بکشند ولي اين کار را نمي کنند علت اين است که آنها در بچگي طنابهاي بلند را کشيده اند و سعي کرده اند خود را خلاص کنند . سرانجام روزي تسليم شده دست از اين کار کشيده اند از آن پس آنها تا انتهاي طناب مي روند و مي ايستند آنها اين محدوديت را پذيرفته اند.دکتر ادن رايل يک فيلم آموزشي در مورد محدوديتهاي تحميلي تهيه کرده است . نام اين فيلم مي توانيد بر خود غلبه کنيد است در اين فيلم يک نوع دلفين در تانک بزرگي از آب قرار مي گيرد نوعي ماهي که غذاي مورد علاقه دلفين است نيز در تانک ريخته مي شود . دلفين به سرعت ماهيها را مي خورد . دلفين که گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانک قرار مي گيرند ولي اين بار در ظروف شيشه اي دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هر بار پس از برخورد با محافظ شيشه اي به عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي کشد و وجود ماهيها را نديده مي گيرد . محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهيها در داخل تانک به حرکت در مي آيند آيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد ؟ دلفين از گرسنگي مي ميرد غذاي مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولي محدوديتي که دلفين پذيرفته است او را از گرسنگي مي کشد . ما دلفين نيستيم فيل و کک هم نيستيم ولي مي توانيم از اين آزمايشات درس بگيريم زيرا ما هم محدوديت هايي را مي پذيريم که واقعي نيستند به ما مي گويند يا ما به خود مي گوييم نمي توان فلان کار را و بهمان کار را انجام داد و اين براي ما يک واقعيت مي شود محدوديت ذهني به محدوديتي واقعي تبديل مي شود و به همان مستحکمي . چه مقدار از آنچه ما واقعيت مي پنداريم واقعيت نيست بلکه پذيرش ماست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 تیر1385ساعت 3:20 قبل از ظهر توسط علي شيطون |
|
|
موجودي به نام زن
قلب زن پرتگاهي است هولناک که عمق آن را نمي توان حدس زد - لامارتين زن ها جنگ ها را شروع مي کنند و مردها آن ها را ادامه مي دهند - ارنست همينگوي لبخند زن دردو موقع آسماني و فرشته مانند است . يکي هنگامي که براي اولين بار با لبخند به معشوق مي گويد دوستت دارم وديگر هنگامي که براي اولين بار به روي نوزادش لبخند مي زند - ويکتور هوگو عقل در دست نفس چنان گرفتار است که مرد در دست زن گريز راي - سعدي زن تنها حريفي است که پس از شکست مطالبه خسارت و غرامت ميکند - ناشناس دو زن هرگز با يکديگر دوستي و محبت نمي ورزند مگر به خاطر توطئه بر عليه زن سوم - آلفونس کار در آغاز هر کار مهم پاي زن وجود دارد - لامارتين زن زشت در دنيا وجود ندارد، فقط برخي از زنان هستند که نمي توانند خود را زيبا جلوه دهند - برنارد شاو زن زيباترين و با ارزشترين تحوه آسماني است - ميلتون بهتر است برده شيطان باشيد تا غلام زن - شللي هر چيزي که در زندگي من يافت مي شود نتيجه همکاري و صيميت زن من است - کنفسيوس با زني ازدواج کنيد که اگر مرد مي بود بهترين دوست شما مي شد - ناشناس مردها را شجاعت به جلو مي راند و زنها را حسادت - برنارد شاو همسرم من را به سوي موفقيت رهبري کرد - چارلي چاپلين زنها ما را جستجو مي کنند که آنها را درک کنيم نه آنکه آنها را دوست بداريم - اسکار وايلد در زندگيم دو بار زانو زدم يک بار براي آفريدگارم و يک بار براي محبوبم - شللي يک زن قشنگ و نيکو صورت در نظر زيباست ، ولي يک زن خوب و نيکو سيرت در قلب انسان جاي دارد ناپلئون وقتي زني از زيبايي زن ديگر تعريف مي کند ، حتما در زشتي او شک ندارد - ويتوريو ديسکا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 تیر1385ساعت 3:18 قبل از ظهر توسط علي شيطون |
|
|
حق کهنسال تر از قانون است
حسادت اولين درس شيطان به انسان احمق است (فرانسوي) حتي ماه تا طلوع نکند نمي درخشد (فنلاندي) پنهان کردن دانش خود بهتر از آشکار کردن ناداني خود است (اسپانيولي) پولي که از کلاهبرداري به دست مي آيد خرج کلاه سر کچل مي شود (آلماني) پولداران پول دارندفقرا بچه (استوني) پروانه اغلب فراموش مي کند روزي کرم بوده است (سوئدي) پرنده هاي خوردني زياد عمر نمي کنند (بلغارستاني) پيري همسفر بدي است (دانمارکي) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 تیر1385ساعت 3:18 قبل از ظهر توسط علي شيطون |
|
|
مي خواي فرق دختر پسراي ايروني رو بدوني پس خوب مطالب زير رو بخون
۱-دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جاي دختر ها باشند 2- اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده! 3- يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه 4- يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته يه هفته افسرده ميشه بعد با 3 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ميکنه اما تا کنون دختري که 3 تا مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون!!! 5- دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره! 6- دخترا مي خوان سر پسرا کلاه بزارن اما در نهايت سر خودشون کلاه ميره ولي پسرا مي خوان سر هر موجود زنده اي که ميبينن کلاه بزارن و در نهايت موفق ميشن 7- اگر به يه دختر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر خوبي و عاشقت ميشه اما اگر به يه پسر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر بي جنبه و جوات هستي دست به هر کاري ميزنه تا از شرت خلاص شه! 8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست. 9- دخترا با اينکه بيشتر از پسرا قوانين راهنمايي و رانندگي رو رعايت ميکنن اما خيلي بيشتر از پسرا تصادف ميکنن و در هر تصادف رد پاي يک دختر به چشم مي خوره 10- دخترا فکر مي کنن بهترين راه براي بهترين راه براي داشتن يک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگويي هستش ولي پسرا مطمئن هستند بهترين راه دروغگويي و گرفتن سوتي از طرف مقابله! 11- دختر ها از درس و مدرسه بيزارند ولي پسر ها از درس و مدرسه فراري هستند! 12- پسر ها به هم حسودي نمي کنن اما دخترا به هم حسودي مي کنن. 13- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعي مي کنيد با اون دختر آشنا بشيد ولي اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم مي خوريد! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نيست کنيد. 14- دختر ها زير بار حرف زور ميرن اما پسر ها خودشون حرف زور ميزنن 15- دخترا زندگي مشترک رو در عشق و صفا و صميميت مي بينن ولي پسر ها در غذا و خواب 16- اگر يک دختر در يک جمع سوتي بده تا آخر ديگه هيچ حرفي نميزنه اما پسر ها در يک جمع فقط سوتي ميدن! 17- يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه اما يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه. 18- پسر ها ميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين ازش متنفرن ولي دختر ها نميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين طرفدارشن! 19- يک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه ديگه با هيچ پسري دوست نميشه اما يه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر ديگه دوست ميشه! 20- يک دختر اگر توي خيابون پسري ازش بپرسه ساعت چنده ميگه:ساعت 7.اما يه پسر اگر يه دختر ازش ساعت بپرسه ميگه :ساعت 7 و 2 دقيقه و 24 ثانيه,اينم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم! 21- اگر يه دختر به يه پسر نگاه کنه , پسره فکر مي کنه که خيلي خوش تيپه ولي اگر يه پسر به يه دختر نگاه کنه دختره فکر ميکنه که پسره چقدر بي چشم و رو هستش! 22- دختر ترشيده ميشه اما پسر نه!!!! 23- بعد از خوندن اين مطلب پسرا اول 2 دقيقه فکر ميکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقيقه نمي فهمند مي زنن زير خنده و ميگن خيلي باحال بود اما دخترا بعد از خوندن اين مطلب 2 ساعت حرص مي خورن و فکر ميکنن به شخصيت دختراي ايروني توهين شده و در نهايت چون مفهوم اين مطلب رو نفهميدن به نويسنده اش ميل ميزنن و فحش ميدن! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 تیر1385ساعت 3:15 قبل از ظهر توسط علي شيطون |
|
|
درس اول: يه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند... يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه... جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم... منشي مي پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!... من مي خوام که توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم»... پوووف! منشي ناپديد ميشه... بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: «حالا من ، حالا من!... من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه... بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه... مدير ميگه: «من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن»! نتيجهء اخلاقي اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه! درسهاي بعدي را بعداً ميگم درس دوم: يه کلاغ روي يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاري نمي کرد... يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم مي تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاري نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که مي توني!... خرگوش روي زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد! نتيجهء اخلاقي: براي اينکه بيکار بشيني و هيچ کاري نکني ، بايد اون بالا بالاها نشسته باشي! درس سوم: يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش... راهبه سوار ميشه و راه ميفتن... چند دقيقهء بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه... راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار... کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده... راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه... بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: «به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي مي رسي»! نتيجهء اخلاقي اينکه اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي! درس چهارم: بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد... همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد... زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه... همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود... تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين!... بعد از چند لحظه تفکر ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا مي کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پيتر ميده و ميره... زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت... پيتر پرسيد: کي بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود... پيتر گفت: خوبه... چيزي در مورد ۱۰۰۰ دلاري که به من بدهکار بود گفت؟! نتيجهء اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسي داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه، هميشه بايد در وضعيتي باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري کنيد! درس پنجم: من خيلي خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم... والدينم خيلي کمکم کردند... دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخيهاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم... يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي... سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو ................! من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم... اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم... وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... يهو با چهرهء نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي... ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم... ما هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم... به خانوادهء ما خوش اومدي! نتيجهء اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 تیر1385ساعت 3:15 قبل از ظهر توسط علي شيطون |
|
|
شريك زندگي خود را چگونه انتخاب كنيد.
ازدواج يكي از مهمترين حوادثي است كه در زندگي هر انسان رخ ميدهد. لذا داراي اهميتي در خور توجه است. نظر به اهميت ازدواج و تشكيل خانواده و تأثير آن در تداوم و استحكام خانواده، تربيت فرزندان، داشتن زندگي سالم توام با رضايت و خوشبختي و احساس موفقيت ضرورت دارد، دختران و پسران هنگام ازدواج ازخدمات مشاورهاي مناسبي بهرهمند شوند و از اين طريق با اهداف وظايف، و حقوق يكديگر به خوبي آشنا شوند. نسبت به كل ماجرا واقعبين باشيد. تابع احساسات نگرديد و به شكل منطقي جوانب كار را بسنجيد. در تداوم يك ازدواج دوستداشتن و عشق اگر چه شرط لازم است ولي كافي نيست. پس به ساير مسايل مهم نيز بپردازيد. رويايي نينديشيد. درباره دليل تمايل طرف مقابل به ازدواج با خودتان تحقيق به عمل آوريد. اگر اين تمايل بنا به مصالحي از قبيل پول و ثروت، شهرت، خروج از کشور و غيره است از آن صرف نظر کنيد. شريك احتمالي زندگي خود را بشناسيد.در چارچوب آنچه در دين و فرهنگ مجاز ميباشد، قبل از تصميمگيري براي ازدواج شريك احتمالي زندگي خود را بيشتر بشناسيد. اين شناخت يا به واسطه رفت و آمد و پرسشهاي مستقيم حاصل ميگردد و يا از طريق ديگر آشنايان. توجه داشته باشيد دوستان فرد گاه برخي حقايق را پنهان ميكنند. پس شايد بهتر باشد در بعضي مواقع بطور غيرمستقيم به پاسخ برسيد در مجموعه شما بايستي در مورد خلق و خو، افكار، عقايد، خواستهها، عادات، ديدگاهها، حساسيتها، نوع برخوردها، توانائيهاي ارتباطي و . شناخت پيدا كنيد. طرز برخورد فرد را در موقعيتهاي بحراني و در برابر ماديات بشناسيد. اعتقادات و باورهاي مذهبي طرف مقابل را جويا شويد. عقايد و باورهاي همسر احتمالي خود را در مورد آئين و مذهب جويا شويد و ببينيد كه آيا برداشت شما از دين سازگار است يا خير. چرا كه اگر نقطه نظرات اين فرد براي شما قابل قبول نباشد احتمال وقوع مشكلات شديدي پيشبيني ميشود.مگر آنكه در اين زمينه انعطافپذير باشيد و بتوانيد خود را در چارچوب نظرات او قرارداده و شيوه زندگي او را بپذيريد. پس به طرف مقابل اجازه دهيد به طور وضوح برداشت خود را از مذهب بگويد وانتظارات خود را در مورد شما بعنوان همسر، بيان نمايد. برخوردهاي همسر احتمالي خود را در موقعيتهاي مختلف بررسي كنيد. هر چه بيشتر در شرايط متفاوت و متعددي همسر احتمالي خود را ملاقات كرده و مورد مشاهده قرار دهيد، نشانههاي بيشتري از طرز برخورد او با مردم و موقعيتهاي مختلف در خواهيد يافت. خواستهها و انتظارات يكديگر را مورد مطالعه قرار دهيد. شما بايد بدانيد همسر آينده شما چه انتظاراتي از خودش و شما دارد. شما بايد در مورد مسايل مهم زندگي به توافق برسيد. بطور مثال شما بايد بدانيد: ? در چه شهر يا كشوري زندگي مشترك خود را آغاز خواهيد كرد. ? زندگي خود را با خانواده همسر آغاز خواهيد كرد يا بطور مستقل ? زمان بچهدار شدنتان حدوداًچه مدت پس از ازدواج خواهد بود. ? نظر همسر احتمالي شما در مورد شغل و فعاليتهاي خارج از منزل چيست. ? نظر همسر احتمالي شما در مورد رابطهها و معاشرت خانوادگي و دوستانه چيست.و .. درباره خانواده فرد موردنظر تحقيق كنيد. خانواده فرد مورد نظر را بيشتر بشناسيد. با فرهنگ و باورهاي آنها آشنا شويد رابطه فرد مذكور را با والدين خواهران و برادرانش جويا شويد. بررسي كنيد كه تعهد وي در قبال اين افراد چگونه است ودر آينده چه تعهداتي نسبت به آنها دارد وتأثير اين موضوع بر زندگي شما چگونه خواهد بود نسبت به احساس خانواده در مورد اين ازدواج واقف باشيد. با خود واقعيتان مشورت كنيد به نداي دروني خود گوش فرا دهيد. از خود بپرسيد آيا اين فرد همان كسي است كه واقعاً به دنبالش بودهام. آيا ميخواهم كه اين مرد يا زن، پدر يا مادر فرزند من باشد. اگر پاسخ صريحي نداريد دوباره بر روي موضوع تمركز كنيد و سعي كنيد پاسخي قاطع براي آن بيابيد چرا كه ازدواج يكي از بزرگترين و مهمترين مسايل زندگي شما است و آينده فرزندان شما را تحتالشعاع قرار ميدهد. دلايل متناسبي براي ازدواجتان پيدا كنيد و خود تصميم گيرنده نهايي باشيد. هرگز تحت فشار براي ازدواج متقاعد نشويد. تنها خوب بودن احساسات اطرافيان در مورد طرف مقابل كافي نيست،قلب و منطق شما نيز بايد در اين كار رضايت دهد. ضمن احترام به تجربه و عقايد اطرافيان به ويژه والدين و حفظ آداب و رسوم فرهنگي و مذهبي تسليم فشارهاي اطرافيان نشويد. نسبت به سلامت جسماني و رواني طرف مقابل اطمينان حاصل كنيد به خاطر بسپاريد كه سلامت جسماني و رواني و عدم گرايش به مواد مخدر يكي از فاكتورهاي مهم در انتخاب همسر است. بنابراين پيش از تصميمگيري در مورد ازدواج در مورد نكات مذكور اطمينان حاصل كنيد. مسلماً شريكي وابسته به مواد مخدر و داراي بيماري خاص جسماني، آينده مبهمي را رقم ميزند. توجه داشته باشيد كه با شريك احتمالي زندگي خود در مواردي مانند طبقه اجتماعي، سن، ميزان تحصيلات و توانائيهاي هوشي تناسب داشته باشيد. اين موارد را جدي بگيريد. عجله نكنيد با توجه به اين كه بسياري از ازدواجها به دليل دستپاچگي و عجله كردن در تصميمگيري در نهايت به شكست منتهي ميشود در تصميم خود براي قبول يك ازدواج عجله نداشته باشيد. حتماً در مورد فردي كه ميخواهيد عمري را با وي سپري كنيد، تحقيق كنيد. به شناخت برسيد و وقت بگذاريد صرفاً به دليل نااميد شدن از ازدواج تن به يك ازدواج نامناسب ندهيد و خود را به فهرست قربانيان ازدواج اضافه نكنيد. از خداوند كمك و راهنمايي بگيريد:با ايمان و توکل به خدا از او بخواهيد تا در انتخاب صحيح زندگي شما را ياري کرده و مسير مناسبي را پيش رويتان قرار دهيد.چنانچه پس از مطالعه نكات مذكور هنوز در تصميمگيري خود دچار ترديد هستيد ميتوانيد به مشاورين حاضر در مراكز مشاوره رجوع كرده و با آنها مشورت نمائيد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 تیر1385ساعت 3:13 قبل از ظهر توسط علي شيطون |
|
|
قوانين مورفي
قوانين مورفي توسط شخصي بنام كاپيـتـان ادوارد مورفي مهندس نيروي هوايي، در سـال 1949 پـا بـه عـرصه حضور گذاشت. وي هنگامي كه روي پروژه اي در نيـروي هـوايــي مشغول بررسي روند كار بود متوجه شد كه تراسفورماتور به صـورت نـادرسـتي سيم پيچي شده در مـورد تكنسين مربوطه چنين گفت:"اگر اين تكنسين راهي باشه تا بتونه كـارشـو درسـت انـجـام نده، اون راهو پيدا ميكنه." قـوانين مورفي اكنون افزون بر هـزاران قانون مي بـاشد كـه توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه اي از قـوانـيـن حـاكـم بر زنـدگي هسـتند كـه اكثر آنها از بدبيني نشات گرفته و جنبه شوخي دارند امـا بسـياري از آنها نيز عينيت و واقعيت دارند. اكنون به برخي از اين قوانين توجه كنيد: 1- اگـر قـرار بـاشه كاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي شـه آن هـم در نامناسبترين زمان! 2- اگر احتمال داشته باشه چندين كار خراب بشه، آن كـاري كه بيشترين ضرر را خواهد زد درست پيش نخواهد رفت! 3- همه چيز در حال بدتر شدن است! 4- لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد. 5- احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن! 6- همه كارها بيشتر از آنچه تصور ميكنيد بطول خواهد انجاميد! 7- اگر شما تصميم به انجام كاري ميگيريد پيش ازآن لازم است ابتدا كار ديگري را انجام دهيد! 8- هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي آورد! 9- شما هنگام صبحانه خوردن هيچگاه نميتوانيد تعيين كنيد كدام طرف نان را بايد كره بزنيد! 10- هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)! 11- شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو ميكنيد مي يابيدش! 12- هيچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت! 13- همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشينها در لاين ديگر سريعتر حركت ميكنند! 14- زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد! 15- هر فردي راهي براي ثروتمند شدن در ذهنش دارد كه عملي نميباشد! 16- هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده!! 17- هر كسي پول بيشتري دارد حكمراني ميكند!! 18- هيچ عمل نيكي بدون مجازات نخواهد ماند!! 19- هرگاه شما چيزي را در جاي امني قرار ميدهيد تا گم نشود ديگر هيچگاه نميتوانيد پيدايش كنيد! 20- در ورزش گلف بهترين ضربه ها هميشه زماني زده ميشود كه تنها باشيد و بدترين آن هنگامي كه در جمعي بازي مي كنيد و يا با فردي بازي ميكنــيد كه ميخواهيد او را با بازي خود تحت تاثير قرار دهيد!! 21- هر چيزي را كه مي خواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نميخواهيد! 22- احتمال آنكه كاري را كه انجام ميدهيد ديگران ببـينند نـسب مسـتقيم دارد با ميزان احمقانه بودن كار شما! 23- سنگين بودن ترافيك نسبت مستقيم دارد با ميزان عجله شما براي زود رسيدن به مقصد! 24- هنگام ورود به پمپ بنزيـن جـايگاهـي را كه انتخاب مي كنيد هميشه طولاني تر از جايگاه هاي ديگر خواهد بود. 25- هيچ اهميتي ندارد من كجا ميروم، من آنجا هستم! 26- هر كسي ميتواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما صاحب عقل نخواهد شد! 27- زباله از خلاء بيزار است آنقدر انباشته ميگردد تا فضاي موجود را پر كند! 28- هرگاه كفش نو را براي اولين بار به پا كنيد همه پايشان را روي آن خواهد گذاشت! 29- زماني كه مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك كنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد! 30- قانون بقاء كثيفي: براي تميز كردن هر چيزي چيز ديگري بايد كثيف گردد!! 31- اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد! 32- اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد كرد! 33- قوانين مانند تار عنكبوت مي باشند تنها افراد ضعيف و فقيران به دام آن ميافتند در صورتي كه ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره كرده و ميگريزند!! 34- دو عنصر در طبيعت فراوان ميباشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت!! 35- جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساختمان است! 36- هرگاه چيـزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد! 37- كار تيمي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهـد تـا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد! 38- احتـمـال آنـكه طـرف ناني كه به آن كره ماليده شده است بروي فرش بيافتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش! 39- شما هيچگاه نمي توانيد با نگاه كردن به خطـوط راه آهـن، بـگويـيد كه قطار از كدام سمت خواهد آمد! 40- 0 = ثابت = عقل*زيبايي*در دسترش بودن (معادله يـافتـن همسر بـه ايـن مفـهوم كـه هيـچ دختـر و زني وجود ندارد كه هر سه اين خصوصيات را دارا باشد)!! 41- ماشيني كه روبروي شما در حركت است هميشه سرعتش از شما كمتر است! 42- هر چه عقيده اي مسخره تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!! 43- افرادي كه مي توانند بهترين نصيحت ها را بكنند، نصيحت نمي كنند!! 44- دود سيگار هـمواره به سمت افراد غيـر سيـگاري حـركت خواهد كرد، بدون توجه به سمت وزش باد! 45- جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان ميباشد! 46- براي هر عملي يك انتقاد برابر و مخالف آن وجود دارد!! 47- دوستان مي آيند و مي روند اما دشمنان انباشته ميگردند! 48- هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد كه علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد! 49- تقريبا داخل شدن به كاري از خارج شدن از آن آسانتر است! 50- هيچ چيز هيچگاه بهتر نشده و نخواهد شد! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 تیر1385ساعت 3:12 قبل از ظهر توسط علي شيطون |
|
|
خدا را شکر که تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم اين يعني او زنده و سالم در کنار من خوابيده است.
خدا را شکر که دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاکي است. اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نميزند. خدا را شکر که ماليات مي پردازم اين يعني شغل و درآمدي دارم و بيکار نيستم. خدا را شکر که بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني را جمع کنم. اين يعني در ميان دوستانم بوده ام. خدا را شکر که لباسهايم برايم تنگ شده اند اين يعني غذاي کافي براي خوردن دارم. خدا را شکر که در پايان روز از خستگي از پا مي افتم اين يعني توان سخت کار کردن را دارم. خدا را شکر که بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز کنم اين يعني من خانه اي دارم. خدا را شکر در جائي دور پارک پيدا کردم اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن. خدا را شکر که سر و صداي همسايه ها را مي شنوم اين يعني توانايي شنيدن را دارم. خدا را شکر که اين همه شستني و اتو کردن دارم اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم. خدا را شکر که هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم اين يعني هنوز من زنده ام. خدا را شکر که گاهي اوقات بيمار مي شوم اين يعني بياد آورم که اغلب اوقات سالم هستم. خدا را شکر که خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي کنداين يعني عزيزاني دارم که ميتوانم برايشان هديه بخرم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 تیر1385ساعت 3:10 قبل از ظهر توسط علي شيطون |
|
|
براي درک ارزش يک خواهر، از کسي بپرس، که از داشتن خواهر محروم است.
براي درک ارزش 10 سال، از زن و شوهري بپرس، که پس از اين مدت از هم جدا شده اند. براي درک ارزش 4 سال، از دانشجوي فارغ التحصيلي بپرس، که به تازگي درسش تمام شده. براي درک ارزش 1 سال، از دانش آموزي بپرس، که در امتحانات شهريور نمره نياورده. براي درک ارزش 1 ماه، از مادري بپرس که فرزندش را در 8 ماهگي به دنيا آورده. براي درک ارزش 1 هفته، از يک مجله ي هفته نامه بپرس. براي درک ارزش 1 ساعت، از عاشقاني بپرس، که در انتظار ديدن يکديگر هستند. براي درک ارزش 1 دقيقه، از مسافري بپرس، که از هواپيما يا قطار جامانده. براي درک ارزش 1 ثانيه، از کسي بپرس، که از حادثه اي جان سالم به در برده. براي درک ارزش يک هزارم ثانيه، از قهرماني بپرس، که در المپيک مدال نقره کسب کرده. زمان براي هيچ کس صبر نمي کند؛ پس هر لحظه از زندگي تو در حکم گنجي است؛ و زماني که آنرا با ديگري قسمت کردي، از آن بهره ي بيشتري خواهي برد. پس براي درک ارزش يک دوست، به کسي فکر کن که ممکن است از دستش بدهي! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 تیر1385ساعت 3:9 قبل از ظهر توسط علي شيطون |
|
|
واسه اینکه وقتی سوار اتوبوس میشن اگه صندلی ها هم خالی باشه میره ته اتوبوس، تو ترافیک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا وای میستن، شاید بند کیفه دختره گیر کنه بهش.
واسه اینکه وقتی تو خیابون راه میرن، کافیه فقط یه دختری از کنارشون رد شه، گردن نیست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبی میشه دیگه)، مثل جغد 180 درجه گردنه می چرخه. واسه اینکه وقتی یه ماشین گیرشون میاد، پا میشن میرن یه جایی اونجا صد بار یه خیابون رو بالا و پایین میریم، 100 بار بوغ میزننو 200 بار ترمز، بعدشم میزنن به یه پیر زنه، اون موقع هستش که آخر روز میشه.اون لحظه آدم آرزو می کنه که بره تو توالت عمومی خودش رو دار بزنه.(ربطش رو به توالت عمومی خودت پیدا کن) واسه اینکه وقتی میرن کوه، پشت دختره میرن بالا از کوه، بعدش کم میارن و رنگشون سرخ میشه و تازه می فهمن که دختره کوهنورد بوده واسه اینکه وقتی حس غرورش گل میکنه میبینه دختره داره با یه پسره دیگه دعوا می کنه میره جلو، با پسره دعوا میکنه، بعدش که خوب کتکه رو می خوره می فهمه که یارو داداشش بوده منبع: سایت سوسک سوسول |
|
+ نوشته شده در
شنبه 27 خرداد1385ساعت 11:28 قبل از ظهر توسط علي شيطون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
کوهنوردی اموزش گیتار آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
|
RSS
|